4-1

گزارشی از نشست انجمن اروپایی روانشناسی اجتماعی با محوریت موضوع: ” پدیده های اجتماعی از منظر تعارضات شناختی “

خانم راحله شفایی برگزیده کمک هزینه شرکت در رویداد های بین المللی موسسه حـامی علوم انـسانی

انجمن اروپایی روانشناسی اجتماعی حدود 50 سال پیش با هدف ارتقاء کیفیتِ تحقیقات در زمینه روانشناسی اجتماعی در اروپا با محوریت ارتباط بیشتر بین محققان ای حوزه در کشورهای مختلف اروپایی بنیان‌نهاده شد؛ چرا که پیشتر این اجتماع روانشناسان اجتماعی بیشتر از تعاملات با همتایان آمریکایی خود بهره می‌بردند. بارزترین فعالیت این انجمن برای تحقق این هدف، برگزاری نشست‌های عمومی بوده است که هر سه سال یک بار در اروپا برگزار می‌شود، و در آن پژوهشگران به بیان دستاوردهای علمی خود در موضوعاتِ مختلفِ روانشناسی اجتماعی می‌پردازند. علاوه بر این، فعالیت‌های مهم دیگری نیز در راستای ارتقاء تعاملات و همکاری بین روانشناسان اجتماعی اروپا همواره در دستور کار این انجمن قرار داشته است؛ از جمله برگزاری مدارس تابستانی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی روانشناسی اجتماعی و نیز نشست‌های کوچکتر و متمرکز که بدون قاعده‌ی زمانی مشخص، به فراخور نیاز برگزار می‌شوند. این جلسات علاوه بر فواید آموزشی زودهنگام، دوستی‌های ماندگار و همکاری‌های پژوهشی را در پی دارد. علاوه بر تقویت ارتباط بین روانشناسان اجتماعی اروپا، اقداماتی را در راستای دیده شدن و مطرح شدن انجمن در سطح بین المللی انجام داده است. راه‌اندازی مجله European Journal of Social Psychology بی تردید از اساسی‌ترین این اقدامات بوده است.
نشست با عنوان پدیده های اجتماعی از منظر تعارضات شناختی که بنده در آن شرکت کردم نیز، از نشست‌های کوچک و تخصصی این انجمن بود که با همکاری تنی چند از اساتید و پست داک‌ها و دانشجوهای دکترای روانشناسی اجتماعی و شناختی در پردیس ماکس پلانک شهر توبینگن آلمان طی روزهای 4 و 5 جولای 2019 برگزار شد.
تعارضات شناختی در زندگی (اجتماعی) روزمره‌ی ما ساری و جاری و البته حائز اهمیت هستند. از مسائل پیش پا افتاده‌ای نظیر اینکه برای نهار چه چیزی بخوریم یا با کی بخوریم تا بروز تناقض در اهداف و نگرش‌ها، و بالاتر از آن مسائل اخلاقی مهمتری نظیر اینکه آیا باید به برخی افراد (مثلا مهاجران) اطمینان کنیم یا خیر. از این رو، پژوهشگران شناخت اجتماعی مدتهاست در پی یافتن پشتوانه‌های اجتماعی، انگیزشی و عاطفی و پیامدهای تعارض علاقه ‌مند شده‌اند. توسعه نظری و تجربی در این زمینه از بینشِ روانشناسی شناختی نسبت به موضوع تعارض بهره فراوانی برده است. در عوض، پژوهش‌ها پیرامون تعارض از نقطه نظر روانشناسی شناختی به تصدیق اهمیت عوامل اجتماعی و انگیزشی در عملکرد و حل تعارض‌ها پرداخته است. در نتیجه اخیرا تلاشهای زیادی برای ادغام این دو رویکرد متفاوت صورت گرفته است.
با هدف درنوردیدن مرز بین رواشناسی اجتماعی و شناختی در نشست مذکور، 34 پژوهشگر از هر دو رشته (18 خانم و 16 آقا؛ 9 دانشجوی دکترا) و از 11 کشور جهان: آلمان، هلند، لهستان، سوئد، ایتالیا، فرانسه، سوییس، انگلستان، ایران، آمریکا و اسرائیل به ایراد سخنرانی و ارائه دستاوردهای علمی خود پرداختند. انتخاب و توزیع سخنرانی‌ها در نشست بگونه‌ای بود که ضمن پوشش طیف وسیعی از سوالات پژوهشی با رویکردی چندوجهی به بررسی صورت‍های مختلف تعارضات شناختی (انگیزشی ، نگرشی ، رفتاری ، تصمیم‌گیری ) پرداخته شد.

این نشست با یک دورهمی غیر رسمی در بافت قدیمی و تاریخی توبینگن عصر چهارشنبه (3 جولای) به صرف شام آغاز شد و طی آن شرکت‌کنندگان آشنایی مختصری با یکدیگر پیدا کردند. بخش علمی نشست به طور رسمی روز پنجشنبه با مقدمه ای از دکتر Roland Deutsch و ارائه چارچوبِ نظریِ نشست کلید خورد. در این مقدمه وی به سطوح مختلفی که در آن تعارض می‌تواند رخ دهد اشاره کرد:
تعارضات شاختی در سه سطح خرد ، متوسط و کلان قابل دسته بندی هستند. در سطح خرد محوریت تعارضات بر تضاد بین محرک‌ها، بین پاسخ‌ها یا بین محرک و پاسخ در یک تکلیف است. تکالیف Flanker، Priming، Simon و Stroop مثال‌هایی از تعارض شناختی در سطح خرد هستند. در سطح متوسط، تعارضات در سطح بالاتری از شناخت انسان قرار می‌گیرند مانند تعارض بین منافع، باورها و اهداف با یکدیگر و نیز تعارض آنها با رفتار و عمل. تعارضات در سطح متوسط به موضوعاتی نظیر ناهماهنگی شناختی ، تصمیم‌گیری‌های اخلاقی ، انتخاب در امتداد زمان ، دوگانگی و رویکرد-اجتناب می‌پردازد. در سطح کلان، تعارضات اجتماعیِ بین فردی و بین گروهی برجسته می‌شوند؛ موضوعاتی نظیر رقابت ، مبارزه ، نابرابری و معماهای اجتماعی.

این سه سطح دربردارنده‌ی وسعت موضوعاتی بود که قرار بود در نشست پوشش داده شود. شرکت‌کنندگان نیز ترغیب شدند از این چارچوب در سخنرانی‌های خود به منظور مشخص کردن مشترکات و اختلافات بین انواع مختلف تعارض استفاده کنند. در نتیجه یک جو متمرکز و سازنده ایجاد شد که در آن شرکت‌کنندگان درباره یافته‌های پژوهش‌های ارائه شده و دیدگاه‌های نظری فراگیر بحث و گفتگو کردند. این بحث‌ها در وقفه‌های استراحت و دورهمی‌های اجتماعی از جمله شام و قایق سواری در رودخانه نکار نیز حتی ادامه یافت.
دو روز اصلی نشست با ترکیبی از سخنرانی‌های مفصل و اشاره‌ای با بالاترین کیفیت همراه بود. روز پنجشنبه، جلسات شامل موضوعاتی از جمله چگونگی تأثیر تعارض بر فرآیندهای توجه و عملکردهای اجرایی، نحوه ارتباط تعارض با برآورده نشده انتظارات (به عنوان مثال غافلگیری، تغییر باور) و پدیده‌های اجتماعی (به عنوان مثال تغییر نگرش نسبت به گروه‌های غیر ) بود. جمعه با جلسه‌ای درباره رابطه بین تعارض و احساس (به ویژه احساس منفی) آغاز شد و با پژوهش‌هایی در مورد روش‌های مختلف تأثیر تعارض بر پردازش اطلاعات (به عنوان مثال چند تکلیفی ، اتخاذ دیدگاه ، خلاقیت) ادامه یافت. دو جلسه‌ی نهایی حول عناوین دوگانگی و ناهماهنگی شناختی بودند. به صورت دقیق‍تر هر یک از عناوین زیر در یک هر جلسه متشکل از 4 یا 5 سخنرانی به بحث گذاشته شد.
• Conflict in social setting
• Expectancy Violations
• Conflict and attention / executive functions
• Conflict and affect
• Conflict information processing
• Ambivalence
• Dissonance

در پایان نشست در مورد اینکه چگونه این نشست فهم ما را تعارضات شناختی، با توجه به سطوح پیشنهادی تعارض بهبود بخشیده است صحبت شد. همچنین ایده‌هایی در مورد پروژه‌های آینده و امکان‌سنجی برگزاری مجدد نشستی مشابه در آینده مورد بحث قرار گرفت.
از دیدگاه بنده، شرکت در چنین نشست‌های کوچک اما تخصصی به دلیل تمرکز موضوعی و ارتباط با افرادی که دقیقا متمرکز روی زمینه‌ مورد فعالیت شرکت‌کننده هستند، حتی از شرکت در کنفرانس‌های جامع‌تر و بزرگتر می‌تواند فایده‌مند تر باشد. مهمترین دستاوردهای شخصی بنده از این سفر را می‌توان در سه مورد زیر ذکر کرد:
1- از طریق یکی از اساتید شرکت‌کننده (Dr. Torun Lindholm) به مقاله‌ای نسبتا قدیمی اما بسیار مرتبط و کارامد با موضوع رساله دکترای خود دسترسی پیدا کردم که نقطه عطفی در تفسیر نتایج پژوهشم شد. همچنین از این طریق به نویسنده‌ی ارشد آن مقاله (Dr.Ola Svenson)، به منظور راهنمایی گرفتن در جهت تکمیل رساله‌ی خود معرفی شدم.
2- توانستم ارتباط معناداری بین موضوع رساله‌ی خود و کار پژوهشی دیگری که در دوره‌ی دکترا انجام دادم بیایم. در واقع موضوع رساله‌ی اینجانب در حد واسط سطح متوسط و کلانِ تعارض و دیگر کار پژوهشی اینجانب، در حد واسط سطح خرد و کلان تعارض تعریف می‌شود. این مهم کمک شایانی به وصل این دو موضوع و گنجاندن آن در رساله تحت عنوان مشترک cognitive conflicts in social phenomena می‌کند.
3- در نتیجه‌ی بحث‌ها سوال جدیدی روی داده‌هایی که گرفته‌ام ایجاد شده است: آیا تغییر ترجیحات ناشی از انتخاب با اعتماد به نفس حین انتخاب ارتباط معنا داری دارد؟ اگر پاسخ مثبت است این ارتباط مثبت یا منفی است؟ پاسخ به سوال نیازمند بررسی و تحلیل است که در برنامه‌های پیش رو به آن پرداخته خواهد شد.

 

برچسب ها: بدون برچسب

یک دیدگاه بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی با * نشان گذاری شده اند